السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
986
تعليقات نقض ( فارسى )
آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا بعد از نقل اين عبارت مصنّف ( ره ) در تاريخ ادبيّات ( ج 2 ؛ ص 194 ) گفته : « و گويا علماى شيعه فراموش كرده بودند كه بزرگترين شاعر شيعى كه خود بوجود او مباهات مىكردهاند آن سخنان را كه ايشان « ترهّات » مىناميدهاند بنظم بليغ كشيده بود و او فردوسى طوسى شاعر نامآور ايرانست كه همهء عمر خود را صرف همين داستانهاى ملّى و قهرمانى ملّت خود كرد حقيقت امر آنست كه ايرانيان قرن ششم مانند قرون قبل و بعد هنوز داستانهاى كهن را به صورت نقل روايت مىكردهاند ولى شيعه بسبب بعضى اخبار از شنيدن آنها اكراه داشته و مغازى بنى هاشم را بر آنها ترجيح مىدادهاند و حماسههاى دينى شيعه از همين راه فراهم شده است » . انصاف آنست كه در اين عبارت بىانصافى از چند جهت به كار رفته است . 1 - « علماى شيعه فراموش كرده بودند تا ( « مباهات مىكردهاند ) » كلام نادرست است زيرا خود قائل در ذيل صفحهء 252 دليل اين مباهات را دو امر دانسته است : 1 - عبارت اوّل مصنّف ( ره ) كه ما در ذيل آن گفتيم : آن منحصرا دلالت بر تشيّع فردوسى و علوّ مقام شعرى او مىكند نه بر حقّانيّت محتواى هر چه فردوسى گفته است . و اگر دليل اينست بايستى كه گفته شود كه مصنّف كتاب نقض فراموش كرده نه علماى شيعه . با توجّه باينكه وى ( ره ) در آن كلام مبناى تفاخر را بر روى قول شاعرى طوسى گذاشتهاست ، و بر فرض اينكه خودش هم تفاخر كند جا دارد زيرا كه بيك فرد هم كيش و هم مذهب خود ميبالد و افتخار مىكند ، و معنى اين نوع تفاخر آن نيست كه حتما بايد تفاخر شونده از تفاخر كننده برتر باشد تا از اين تفاخر افتخارى و بلندى پايهاى و رفعت قدرى براى تفاخر كننده حاصل شود بلكه اعمّ از آنست بدليل قول خاتم الانبياء ( ص ) : « تناكحوا تكثروا فانّي اباهى بكم الامم يوم القيامة » و در برخى از روآيات : « و لو بالسقط » هم دارد ، و بديهى است كه اشرف مخلوقات از مباهات بسقط كسب افتخار نمىكند . و بالاتر از همه وجود علم از كجا براى اين علما قبلا حاصل شده بوده تا